وقتی به اين فکر میکنم به من چه روزهايی گذشت، نمیتونم بگم:«ای بابا! بیخيال». نه من نمیتونم بیخيال شم. الان بعد از گذشت بیشتر از یک سال، عمیقاً به این باور رسیدم که تو همهی اون سالها با من خودخواهانه برخورد کردی. خيلی. خيلی زياد. من نمیتونم این همه رو به سادگی فراموش کنم.
يه زخم عميقه که جاش برای همهی عمر رو قلبم باقی میمونه ...