گفت: من يه مشکل فلسفی اساسی پيدا کردم که اين روزها حسابی ذهنم رو درگير کرده.
گفتم: چی؟
گفت: اين گاو مش حسن که خودتم دربارهش تست دادی هست ...
گفتم: خُب!
گفت: مگه نمیگن اين بنده خدا، نه شير داره نه پستون؟
گفتم: خب، چهطور مگه؟
گفت: اين که نه شير داره نه پستون، اون وقت چه جوری شيرش رو بردن هندستون؟
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت
0:54 AM
|