تبليغاتX
با خشم به یاد آر

- ببین من متاسفم ولی باید یه خبر بدی به‌ت بدم.

- چی شده؟

- من واقعاً نمی‌دونم چه‌جوری بگم ولی متاسفانه مادرت دیشب فوت شده.

- داری دروغ می‌گی! من می‌دونم. یه طوری شده، تو نمی‌خوای راستشو به‌م بگی.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 0:15 AM     | 

اولی: باورم نمی شه که زنم باکره اس. در پوست خودم نمیگنجم. تازه دکتر زنان هم بکارتش رو تایید کرد.

دومی: خوشحالی الان؟ که زنت با تقریب خوبی در دوران پیش از ازدواج، به جای اینکه عین آدم سکس داشته باشه، کون می‌داده؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 6:55 PM     | 


- دوست دخترم گیر داده برای تعطیلات ژانویه برم کانادا ببینمش.
- خب برو. خوبه که.
- آخه خیلی کار دارم اون زمان
- بابا برو! هم فاکه هم تماشا!
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 6:53 PM     | 


رهبر: لباس فرم دانش جویی فقط پیش نهاد بود

آقای رهبر من می‌خواهم یک چوب نیم‌متری بکنم توی کون‌تان. البته این فقط یک پیش‌نهاد است!
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 1:41 PM     | 

این کامران نجف زاده خواهر دارد؟
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 9:39 PM     | 


girl.jpg
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 2:9 PM     | 

- آقا من نمی فهمم این شب قدر که می گن همه ی قران به پیامبر نازل شده چه جوریه. یعنی مگه قبلش نمی شده.

- نه قبلش هم می شده، اما همه ی قران اون شب دوباره به پیامبر وحی شده.

- یعنی چی آخه؟

- ببین تو این جور فکر کن که مثلا قبل از اون خدا یکی یکی فایل سوره ها را ای میل می کرده واسه محمد، بعد شب قدر دیگه هاردش رو آورده و با یو اس بی وصل کرده یه دفعه ریخته. راحت!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:56 PM     | 

موقع پیتزاخوردن پرسید: دستمال داری؟ گفتم: آره و بسته ی دشتمال کاغذی رو به شمتش گرفتم. یه دستمال برداشت و گفت: دو تا کاره که آدم توش به دستمال کاغذی خیلی نیاز داره. یکیش پیتزا خوردنه

بعد دیگه هیچ چی نگفت و بقیه پیتزاش رو خورد.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 0:31 AM     | 

آقا دیدین مک کین این خانم خوشگله رو انتخاب کرد به عنوان معاونش و حالا چه قدر از اوباما افتاد جلو تو نظرسنجی ها؟

 

 

حالا فکر کن تو انتخابات ریاست جمهوری سال آینده خاتمی از احمدی نژاد تو نظر سنجی ها می افته جلو و بعدیه روز محمود می آد و خانوم فاطمه رجبی را به عنوان معاون خودش معرفی می کنه و انتخابات را به طرز چشمگیری می بره!

 

 

حالا ببین اگه همین جوری نشد!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 1:18 PM     | 

با توجه به بیت: " گرفته هر کس ز لب لعل تو کام دل خود/ نشد روا کام من زتو وای وای بر دل من" فکر می کنید فرد مورد نظر چه کاره بوده است؟

 

زشته به خدا!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 1:47 PM     | 

فريبا يوسفي شعر خود را تقديم آقا کرد که با اين ابيات ‌آغاز می شد:
چی بهتر از زمزمه های عاشقانه با تو / قسم به لحظه های اذون که دوست دارم صداتو

 ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 3:44 AM     | 

من پُر از میل زوالم
عشق من
توام به گایی؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 4:12 PM     | 

در راستای این نوشته:

تو که دستت به نوشتن آشناس
باهاس
توانایی هات رو در زمینه های دیگه هم امتحان کنی
بیا و یک hand-job خوب ارائه بده فعلن

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 12:37 PM     |